|
پیش از عید٬ در وبلاگم کامنتی کوتاه دیدم از عطا صادقی، یکی از دبیران دوران پیش دانشگاهی ام، که اتفاقا وبلاگ یک پنجره را می نویسد. چند روز بعد هم با یکی از دوستان همان دوران تلفنی صحبت کردم و یاد آن روزها زنده شد. قاعدتا دوران پیش دانشگاهی نباید روزهای خاطره انگیزی باشند ولی برای من این گونه نبود. شاید علت اصلی مدرسه ای بود که در آن درس می خواندم. این مدرسه که متعلق به موسسه ی اندیشه سازان بود، کلا ۲ تا کلاس داشت. یکی برای درجه اول ها (یا همون خرخون ها) و یکی هم برای تنبل ها که به صورت کاملا اتفاقی! قرعه ی کلاس تنبل ها به ما افتاد. در این دوره بهترین معلم های دوران تحصیلم را داشتم و دوست داشتنی ترین آن ها همین مهندس صادقی بود که یکی از سخت ترین درس های دوره ی پیش دانشگاهی یعنی گسسته را تدریس می کرد. اما حتی یاد گرفتن گسسته هم در کنار چنین معلمی می تواند لذت بخش باشد. او آنقدر با بچه ها سر و کله میزد تا متوجه موضوع بشوند و رابطه ی صمیمانه ی خود با بچه ها را حتی بیرون از کلاس درس حفظ می کرد. یادم می آید که چهارشنبه ها (زنگ های اول و سوم) با او کلاس داشتیم و بعد از تمام شدن ساعت مدرسه خیلی وقت ها در مدرسه می ماند و با بچه ها پینگ پونگ و فوتبال بازی می کرد و علاقه ای به حفظ دیوار احترام کاذب بین استاد و شاگرد نداشت و همین مسئله احترام واقعی را بین او و شاگردان برقرار می کرد. شاید مدرسه ای که در آن درس می خواندیم معلم های معروف تری هم داشت ولی آن چیزی که او را دوست داشتنی می کرد این بود که مثل بعضی ها خیلی قیافه ی "این کاره بودن" نمی گرفت. خیلی به پول توجهی نشان نمی داد و به مانند خیلی از دبیران کنکور تبدیل به یک نوار ضبط شده که باید در آن سکه بیندازی تا حرف بزنند نشده بود و کارش را با عشق انجام می داد و در آن بزرگ نمایی نمی کرد. هرچند که مواضع سیاسی مهندس صادقی سنخیتی با عقاید من ندارد ولی همین که اگر حرفی می زند با استدلال آن را بیان می کند (هر چند که استدلال هایش به نظرم کاملا اشتباهند) برایم ارزشمند است آن هم در روزهایی که استدلال کردن جایگاه خود را از دست داده است. به هرحال امیدوارم هر جا که هست در تمامی کارهایی که انجام می دهد(تدریس٬ کارگردانی تئاتر٬ وبلاگ نویسی و ...) موفق باشد. پی نوشت1: یاد اندیشه سازان به خیر، واقعا با سایر موسسات کنکور فرق می کرد. همکاری با انتشارات کاروان، برگزاری جشن ادبی یلدا، درخت کاری و هزار و یک کار دیگر انجام می داد تا برای جامعه مفید باشد. نه مثل سایر موسسات که هر کاری برای پول می کنند. پی نوشت2: باید یادی هم از دکتر کوروش بقایی، دبیر ادبیات مان بکنم که او هم مردی بلند نظر و آزاده بود.
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 18:16 توسط روزبه فقیهی
|
شاید وقتی که گابریل هانوت، خبرنگار نشریه ی اکیپ، برای اولین بار ایده ی رقابت هایی میان برترین های لیگ های اروپایی را در سر می پروراند، هیچ گاه فکرش را هم نمی کرد که جام قهرمانی باشگاه های اروپا به جایی برسد که جام جهانی را نیز در زیر سایه ی خود نگاه دارد.
لیگ قهرمانان اروپا امروزه به جایی رسیده است که حتی نفس جام جهانی را نیز بریده. ستاره هایی که بعد از یک فصل بازی در سه جبهه ی لیگ داخلی، لیگ قهرمانان و جام حذفی پا به مسابقات جام جهانی می گذارند دیگر رمقی برای جنگیدن در راه احساسات ناسیونالیستی ندارند. آن ها غرور ملی خود را به میلیون ها یورو پول می فروشند و هم وطنانشان نیز برای ارضای حس وطن پرستی راهی جز چشم امید دوختن به درخشش ستاره های وطنی شان در تیم های معتبر ندارند. هرچند که جام جهانی هم چنان با شکوه است اما شاید ما تماشاگران هستیم که هم چنان دوست داریم آن را با شکوه ببینیم و البته برگزار کنندگانی که در ازای آن میلیون ها یورو به جیب می زنند. اما روابط حاکم بر جهان به شفاف ترین شکل در این رقابت ها نمود پیدا می کند. کشورهای ثروتمندتر قاره سهمیه ی بیشتری در این رقابت ها دارند. برای مثال از لیگ برتر انگلستان 4 تیم به به این مسابقات صعود می کنند این در حالی است که از اتریش یک تیم و آن هم به طور غیر مستقیم می تواند راهی این مسابقات شود.
باشگاه های متمول قاره نیز از ابزارهای خود برای حفظ روابط به نفع خودشان برخور دارند. گروه "جی 14" که مجموعه ای از بیش از 20 باشگاه ثروتمند قاره است همواره شمشیر خود را بالای سر سران یوفا نگاه داشته است تا بتواند معادلات قدرت در فوتبال قاره را به نفع خود رقم بزند. یوفا می داند که اگر این باشگاه ها در رقابت های لیگ قهرمانان شرکت نکنند دیگر خبری از درآمدهای هنگفت برای اتحادیه نیست و از آن جایی که اعضای "جی 14" نیز می دانند که یوفا به خوبی به این مسئله واقف است! هرگاه که یوفا بخواهد دست از پا خطا کند، زنگ خطر را به صدا در می آورند که توانایی آن را دارند که به راحتی رقابت هایی جداگانه را میان خود ترتیب دهند و ظفرمندانه به نظاره ی سقوط یوفا بنشینند. چرا که چند سال گذشته تهدیدهایی مبنی بر برگزاری رقابت هایی تحت عنوان کاپ طلایی وجود داشته است و یوفا به خوبی می داند که برگزاری این مسابقات معنایی جز نابودی لیگ قهرمانان نخواهد داشت. به همین راحتی و به همین خوشمزگی! می بینیم که چگونه روابط حاکم بر جهان سرمایه به شکلی ماکت وار در فوتبال حاکم است. "جی 14" در قالب "جی 8" می نشیند و به راحتی یوفا را که در جایگاه سازمان ملل قرار دارد به چالش می کشد. درست است که روابط حاکم بر فوتبال مانند سایر روابط اقتصادی جهان سرمایه تهوع آور است، اما من می خواهم سه شنبه و چهارشنبه شب ها به "ریشه" ها نیندیشم و خود را در بلاهتی لذت بخش غرق کنم. می خواهم مسحور دریبل های کریستیانو رونالدو، فرصت طلبی های نیستلروی، صلابت جرارد، تیزهوشی کاکا و شیرجه های کاسیاس شوم و ترجیح می دهم این چند ساعت را به راحتی آدامس جویدن های فرگی بگذرانم. زنده باد فوتبال. زنده باد لیگ قهرمانان.
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 23:32 توسط روزبه فقیهی
|
دولت الكترونيك، شهروند الكترونيك، ثبت نام اينترنتي و … هر روز در راديو و تلويزيون خزعبلاتي از اين دست به گوشمان مي خورد و اگر به عقل خود رجوع نكنيم كه غالبا نيز چنين است گمان مي بريم در محاصره ي تكنولوژي و سايبر هستيم. آيا واقعا چنين است؟ دنياي الكترونيكي و اينترنتي در جامعه ي ما آنقدر عقب افتاده است كه توان كنترل خود را نيز ندارد چه برسد به اين كه افراد جامعه را كنترل كند. ابزار هاي مدرن آنقدر عقب مانده اند كه توانايي براورده كردن مايحتاج روزمره ي ما را نيز ندارند چه رسد به كنترل ما. ما فقط دچار توهميم كه ابزارهاي مدرنيته در اين جامعه ما را در يد خود گرفته اند. و اين جاست كه عقب مانده هاي ذهني به جاي تلاش براي دست يابي به تمام بايد ها و نبايد هاي مدرنيته سعي در پيوند آن با سنت مي كنند. مدرنيته ي ما چون با سنت عقب مانده مان در پيوند است به اين روز افتاده. عقل سنتي حاكم بر جامعه خواهر مدرنيته را به فنا داده و ما را نيز به اين روز انداخته است. به روزي كه حتي از انتخاب واحد نيز در مي مانيم. بايد از خانه اي كه سرعت اينترنت در آن با سرعت گاري رقابت مي كند، بيرون بياييم و در تاكسي هايي با سرعت قاطر خود را به كافي نتي برسانيم تا در آن جا با سرعتي به مثابه سرعت يورتمه ي اسب موفق به انتخاب واحد شويم.
اين است زندگي حماقت بار ما در پيوند سنت و مدرنيته.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 12:15 توسط روزبه فقیهی
|
تغییر زندگی و حتی تغییر سبک زندگی ات گاه از تغییر جهان سخت تر جلوه می کند. به خصوص وقتی به گذشته می نگری و می بینی برای دست یافتن به این سبک زندگی از چه چیزهایی که نگذشته ای و با خودت و اطرافیانت چه جدل ها که نکرده ای. اما به هر حال گاهی اوقات، بعضی چیزها، بنا بر برخی دلایل "باید" تغییر کنند و حال این سبک زیستن من است که "باید" دست خوش تغییر شود.
حال برای مدتی از تغییر جهان صرف نظر می کنیم، برای تغییر خود. که اگر خود را نتوانیم تغییر دهیم تغییر جهان امری محال است.
تمام ارتشمان
نابود شد
چهار و پنج فداکار
شاه و ملکه ی قدرتمند
و آس خودخواهمان
و فقط من ماندم
سرباز پیک تنهایی
که به شاه دل خندید
و با بی بی خشت فرار کرد
از آن روز تا به حال
بیست و پنج نفر
در تعقیب من اند
و تنها امیدم
به نقشه ای نبوغ آسا است
که با والا گهر خاج سازش کنم
و نبرد خونینی
به راه اندازم
یخ همچون شعر - مجوعه شعر - داود مرندی- چاپ اول- تهران-انتشارات آهنگ دیگر-۱۳۸۲- قیمت ۷۰۰تومان- صفحه 29
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 16:42 توسط روزبه فقیهی
|
در فضای حسرت گذشته و امید به آینده قدم می زدم می بوییدم روزهای با هم بودن را و گام هایم با امید به دیدار دوباره ی یاران جان می گرفت گمان می کردم در زمستانی هستم که انتهایش بهاری دل انگیز است اما گویی در پاییزی بودم که آبستن زمستانی سرد تر است می خواهم وجودم را گرم نگاه دارم تا بهار جاودانی که هیچ کس در آن متهم نیست بهاری که شاید هیچ گاه سر نرسد... پی نوشت 1:اصلاح طلب ها هم بعد از کلی بالا و پایین به این نتیجه رسیدند که نمی توانند در انتخابات شرکت کنند. اما به دلیل روی بیش از حد مدعی اند که با آگاه سازی مردم به آن ها خواهند گفت که به چه کسانی رای دهند. تو گویی که مردم معطل اظهار نظر مغزهای متفکر اصلاح طلب هستند و خود توانایی درک مسائل بلاواسطه ی زندگی خود را ندارند.
+
نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 0:39 توسط روزبه فقیهی
|
"با فشار وزارت ارشاد مدیر خبرگزاری کار ایران (ایلنا) استعفا کرد و این خبر گزاری فعلا خبری را مخابره نمی کند"
خبر کوتاه بود اما برای من بسیار ناراحت کننده. ایلنا که زیر نظر خانه ی کارگر فعالیت می کرد با تمام جهت گیری های سیاسی ضد کارگری اش مهمترین و شاید در برخی موارد تنها منبع برای اطلاع از اخبار کارگری در ایران بود. صفحه ی کارگری ایلنا هر روز با حدود ۳۰ خبر که تعداد قابل توجهی از آن ها منعکس کننده ی اخبار تجمعات و اعتصابات کارگری بود ماده ی خام مناسبی را برای بررسی وضعیت طبقه ی کارگر در ایران در اختیار علاقه مندان قرار می داد و نشان می داد که عمده مطالبات کارگران در جامعه چیست. ضمن این که خبرهای اخراج های صورت گرفته و پیگیری های کارگران در ادارات کار را نیز انعکاس می داد. البته با توجه به امکاناتی که در اختیار این خبرگزاری بود و ارتباطات آن با خانه های کارگر و شورا های اسلامی کار در سراسر ایران٬ جمع آوری این اخبار کار دشواری نبود. اما علی رغم جهت دهی هایی که در متن خبر صورت می گرفت برای فعالین و علاقه مندان به مسائل کارگری بسیار قابل استفاده بود. امافشار های وارده بر این خبرگزاری که از مدت ها پیش با راه ندادن خبرنگار های این خبرگزاری به مصاحبه های مطبوعاتی احمدی نژاد آغاز شده بود٬ در چند وقت اخیر شدت گرفت و سرانجام باعث تعطیلی این خبرگزاری شد. شاید این خبرگزاری با مدیریتی جدید آغاز به کار کند اما نباید انتظار داشت که اخبار کارگری حتی به شکل دست و پا بسته ی قبلی هم اجازه ی انتشار یابد. وزارت ارشاد به خوبی متوجه شده بود که انتشار اخبار اعتراضات کارگری به هیچ وجه به نفع دولت نیست و در راستای اهداف مهرورزانه ی خود به درستی! در برابر آن ایستاد. این وظیفه بر روی دوش پیشروان کارگری سنگینی می کند که با گسترش ارتباطات خود با توده ی کارگران در جامعه از اعتراضات کارگری در هر جایی و با هر درجه از اهمیتی آگاه باشند٬ آن را انعکاس دهند و در گام های بعدی به سمت تاثیرگزاری بر روی این اعتراضات حرکت کنند.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 12:46 توسط روزبه فقیهی
|
درست روز قبل از اول ماه مه كه كارگران در قلب تهران فرياد "مرگ بر حامي سرمايه دار" و "محمود صالحي آزاد بايد گردد" بر ميكشيدند ٬ محمود احمدي نژاد به مناسبت روز جهاني كارگر سخناني را ابراز داشت كه بررسي منافع حاكميت در آن ميتواند جالب باشد . احمدي نژاد در سخنان خود به سه عامل براي ساختن كشور اشاره ميكند:به همدلي بين مردم (كارگر و سرمايه دار) اشاره ميكند تا بار ديگر بحث اتحاد ملي به زباني ديگر پيش كشيده شود . توكل به خدا _احتمالا براي تحمل و دم بر نياوردن در برابر مصيبت هاي تحميلي از سوي سرمايه داري حاكم_ را مطرح ميكند و عدالتي كه آن طور كه از شواهد بر ميآيد در سهام عدالت خلاصه ميشود . همه ي اين عوامل بايد دست به دست هم دهند تا كارگر "كار" كند آن هم به بهترين شكل و بيشتر از هميشه زيرا "هر كس بيشتر كار ميكند شريفتر و هر كس بهتر كار كند عزيز تر است" . بهترين شكل كار كردن از ديد حاكميت سرمايه چه ميتواند باشد ؟ پاسخ روشن است كاري كه وقفه اي در آن رخ ندهد . چه زماني وقفه اي در كار رخ نمي دهد ؟ زماني كه كارگر اعتصاب نكند ٬ تجمع نكند ٬ زياده خواهي !!! نداشته باشد و اگر تا ده ماه حقوق نگرفت به خاطر پيشرفت كشور در اين "شرايط خاص" با صاحب سرمايه همدل باشد و به اميد سوددهي سهام عدالت از اعتراض به وضع موجود پرهيز كند . احمدي نژاد مي گويد :"آن ها مي گويند ما تحريم ميكنيم ولي ما نگران نيستيم زيرا كارگران ما بهتر از آن ها مسائل مورد نياز را خواهند ساخت" اين بار نيز كارگر است كه بايد هزينه ي بيشتر خواهي جمهوري اسلامي از سرمايهي جهاني را بپردازد . كارگر زير بار فقر كمر خم ميكند تا سرمايه داري رانتي به زندگي انگل وار خود در جامعه ي جهاني ادامه دهد _ هرچند كه قدرت گيري سرميه داري صنعتي نيز نتايج بهتري را براي طبقه ي كارگر به همراه نخواهد داشت . البته خيلي راحت بايد گفت كه احمدي نژاد اين حرف ها را بيشتر براي خودش ميزند .كارگران در برگزاري باشكوه مراسم اول ماه مي امسال _به مثابه يك پيروزي بزرگ براي طبقه ي كارگر ايران_ وهمين طور مبارزات روزمره و تلاش چند ساله ي اخير براي تشكل يابي نشان داده اند كه هيچ همدلي اي با سرمايه داران ندارند و براي دست يابي به حقوق انساني هر روزه به سرمايه داري تعرض می کنند.
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 13:52 توسط روزبه فقیهی
|
چند روز بیشتر به اول ماه می (روز جهانی کارگر) باقی نمانده است . ۱۱ و ۱۲ اردیبهشت هر ساله دو روز متوالی بوده اند !!! اما آن چه که امسال این قرابت را هیجان انگیز می کند ٬ اوج گیری مبارزات معلمان و سلسله تجمعات و تحصن های آن ها در اردیبهشت ماه - بنا به اعلام کانون های صنفی - از یک سو و تشکیل "شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری" و تصمیم بر برگزاری مستقل مراسم روز جهانی کارگر بدور از اختلاف نظر های کمیته ها و فعالین کارگری از سوی دیگر است . البته در سال های گذشته نیز مراسم مستقلی به صورت جدا از هم و بیشتر در مکان های غیر عمومی توسط تشکل ها و فعالین کارگری برگزار شده بود ٬ که بارز ترین آن تجمع در مقابل اداره ی کار شرق تهران در حمایت از کارگران شرکت واحد در سال گذشته بود . اما مراسمی که نباید از آن غفلت کرد ٬ مراسمی است که هر ساله توسط خانه ی کارگر به منظور بهره برداری حاکمیت برگزار می شود . اما در دو سال گذشته کنترل آن به طور کامل در اختیار توده ی کارگران حاضر در مراسم درآمده است و کارگران با بلند کردن پلاکارد های مستقل و بر آوردن فریاد برابری طلبی مطالبات بر حق خود را مطرح کرده اند . این مراسم در سال گذشته به طوری بود که برخی از فعالین کارگری بر جلو تر بودن توده ی کارگران از پیشروان کارگری تاکید کردند . به نظر نگارنده این مراسم از سوی پیشروان کارگری نباید کم اهمیت انگاشته شود و باید تدابیری در جهت رادیکالیزه کردن مطالبات و جهت دهی به مراسم اندیشیده شود . زمان و نحوه ی تجمعات معلمان در اردیبهشت ماه در بیانیه ی کانون های صنفی در ۱۰ فروردین ماه اعلام شد و مشخص شد که معلمان در روز ۱۲ اردیبهشت ماه در برابر وزارت آموزش و پرورش و در ۱۸ اردیبهشت مقابل مجلس تجمع خواهند داشت . در حال حاضر با توجه به روند مبارزاتی معلمان امکان ایجاد رابطه بین فعالین و کمیته های کارگری با فعالین صنفی حقوق معلمان حداقل تا روز جهانی کارگر و روز معلم وجود نخواهد داشت . اما با توجه به اوج گیری جنبش مبارزاتی کارگران ومزد بگیران و نزدیکی مراسم معلمان و کارگران با یکدیگر از نظر زمانی این ضرورت وجود دارد که فعالین کارگری و دانشجویان در تجمعات آتی معلمان حضور پیدا کنند و زمینه را برای پیوند خوردن مبارزات معلمان با کارگران ایجاد کنند . البته به نظر نگارنده در صورت حضور در اجتماعات معلمان به هیچ وجه نباید در صدد رادیکال کردن جو بر آمد زیرا ممکن است باعث ایجاد حالتی تدافعی در بین معلمان شود . دستگیری مجدد محمود صالحی از متهمین دادگاه اول ماه می سقز درست پیش از مراسم روز جهانی کارگر نشان از جدیت حاکمیت در سرکوب کارگران به خصوص در منطقه ی حساس کردستان دارد که هر ساله حتی در اوج دوران خفقان حکومت اسلامی مراسم مستقل خود را برگزار کرده اند . البته حاکمیت پیش از این عزم جزم خود را برای سرکوب همه جانبه یکارگران و مزدبگیران ٬ با نهادن نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی برای سال پیش رو نشان داده بود . اما بدون شک بازداشت محمود صالحی و فرمان های حکومتی برای متحد شدن در زیر پرچم موهوم آریایی اسلامی خللی نه در روند مبارزاتی کارگران و مزدبگیران به طور عام و نه در برگزاری مراسم اول ماه می به طور خاص ایجاد نمی کند . در صورتی که ۱۱ اردیبهشت ماه محمود صالحی آزاد نشود بدون شک آزادی وی به شعار اصلی روز کارگر بدل خواهد شد . تلاش برای آزادی محمود صالحی نمادی از فریاد برای حق ایجاد تشکل های مستقل کارگری ٬ لغو قرارداد های موقت کار و در یک کلام تمامی خواست های کنونی طبقه ی کارگر ایران است .
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 13:51 توسط روزبه فقیهی
|
سرانجام پس از کش و قوس هاي فراوان حداقل دستمزد کارگران در سال 86 مشخض شد. بنا به توافق نمايندگان دولت، کارفرمايان و کارگران رقم نقدي 183 هزار تومان در ماه که با احتساب کمک هاي غير نقدي و بن هاي کارگري به 235 هزار تومان مي رسد تعيين گرديده است. اين نوشتار مقدمه اي است بر درک اين توافق از منظر طبقه ي کارگر ايران. در ايران همه بر اين واقفند که دولت بزرگترين کارفرماست، همچنين دولت به وضوح منافع کارفرمايان و بورژوازي ايران را نمايندگي مي کند. شاهد روشن اين ادعا خارج کردن کارگاه هاي بي شماري از شمول قانون کار ارتجاعي حکومت اسلامي است. بدون شک دولت فاقد نقشي است که به طور ظاهري در اين کميته ي سه جانبه ايفا مي کند. دولت از يک سو با پائين نگاه داشتن حداقل دستمزد مانن بک کارفرما و صاحب سرمايه نرخ سود خود را افزايش مي دهد و از سوي ديگر کارگران را تحت شديدترين فشار ها نگاه مي دارد. حکومت اسلامي خوب مي داند که اگر نيروي کارگران از حالت بالقوه به حالت بالفعل در آيد با بزرگترين چالش، در طول حيات خود مواجه خواهد شد. پائين نگاه داشتن دستمزد ها اولين ابزار سرکوب کارگران است. کارفرمايان نيز به وضوح در پائين نگاه داشتن دستمزدها منافع مشترکي دارند و به هر صورتي که بتوانند در اين سرکوب شرکت خواهند کرد. کارفرمايان چنين مي پندارند که کارگراني که در معيشت حداقلي خود دچار مشکل هستند ديگر به فکر خواسته هايي مانند حق داشتن تشکل هاي مستقل کارگري نخواهند بود. از اين روست که پائين نگاه داشتن دستمزدها به عنوان حربه اي براي جلوگيري از سازمان يابي طبقه ي کارگر در ايران مورد استفاده قرار مي گيرد. کارفرمايان براي جلوگيري از تغيير فاز اعتراضات کارگري از حالت دفاعي به حالت تعرضي از ابزار پائين نگاه داشتن حداقل دستمزد سود مي برند. نمايندگان خانه ي کارگر به عنوان سومين طرف مذاکرات خود را به جاي نمايندگان کارگران جا مي زنند. خانه ي کارگر به عنوان تنها سازمان به اصطلاح کارگري قانوني در حکومت اسلامي، در طول حيات خود ضد کارگري ترين مواضع را اتخاذ کرده است. اين نهاد اثبات کرده است که نه تنها نماينده ي کارگران ايراني نيست بلکه سر سپرده ي حزب اسلامي کار و کارگزاران سازندگي و در کليت آن دنبالچه ي کثيف بورژوازي ايران و حکومت اسلامي است. کارگران ايراني پيش از اين بارها به صورت هاي گوناگون در برابر اين تشکل حکومت ساخته موضع گيري نموده اند. نمايندگان خانه ي کارگر در طول اين مذاکرات از خواسته هاي حداقلي نمايندگان خود در خانه هاي کارگر شهرهاي مختلف نيز عقب نشيني کردند. نمايندگان خانه ي کارگر در مصاحبه هاي خود با ايلنا از حداقل دستمزد 250 تا 300 هزار توماني کرده بودند که سرانجام اين به اصطلاح نمايندگان کارگران در برابر حداقل دستمزد 183 هزار توماني سر تسليم فرود آوردند. افزايش حداقل دستمزد کارگران در سال 86، 5/18 درصد بوده است. اما واقعا نرخ تورم به چه ميزاني خواهد بود؟ دولت ادعا مي کند ترخ تورم کمتر از 5/18 درصد خواهد بود و در نتيجه قدرت خريد کارگران در سال 86، 4 درصد افزايش خواهد داشت. اقتصاددانان مستقل ارقام بسيار بالاتري براي تورم پيش بيني مي کنند. ضمن اين که در سال گذشته شاهد افزايش ماهانه ي قيمت کالاهاي اساسي بوديم. بنابراين بديهي است که اين افزايش قدرت خريد دروغ مفتضحي بيش نيست. در حالي که خط فقر بر اساس پيش بيني کارشناسان مستقل براي شهري مانند تهران در سال 86 رقمي در حدود 500 هزار تومان است، فاصله ي 300 هزار توماني حداقل دستمزد با خط فقر چه خواهد شد؟ به نظر مي رسد که براي کارگران ايراني قطعي شده است که به چنين مذاکرات پوشالي نمي توان دل خوش کرد. کارگران ايراني حقوق پايمال شده ي خود را در مبارزات هر روزه شان پيگيري خواهند نمود.
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 13:41 توسط روزبه فقیهی
|
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
پیوندها
آرشیو موضوعی
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
